لقمه های کوچک خوشبختی
نجمه
چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت 14:27
این پستت حرف نداشت درست می گی در زمین نیروی جاذبه وجود داره و به سمت پایینه همانطور که سیبی که به بالا میندازیم به سمتمون بر می گرده همه اعمال و رفتار خوب و بدمون به سمت خودمون بر می گرده . دوست دارم عزیزم
نمیدونم کار خوبی می کنم وقتی هر پست رو میخونم نظر میدم یا تو فحشم میدی که این دیگه کیه بابا بخون برو وقت ما رو نگیر
پاسخ:
لطف توست همراهیت ..
نانا
سه‌شنبه 17 بهمن 1391 ساعت 23:42
صمیم این پستت واقعا عالللللییییییی بود.
جواب خیلی چیزا رو گرفتم.
منم زمانی به خاطر اینکه شوهرم قدش خیلی بلندتر از من نیست خجالت میکشیدم بعضی جاها. یا حس میکردم کم دارم یا دوس نداشتم بیاد داخل دانشکده که همه زوم کنن رومون الان البته بهترم. ولی با خوندن این مطلبت دلم خواست اینبار که اومد دنبالم حتی اگه خسته و از سرکار اومده هم بود بگم بیاد داخل دنبالم. دوسدارم با افتخار دستشو بگبرم و شق و رق و سربلند وارد مجلسا بشیم نه خمیده و قوز کرده.
باید همه بفهمن که انتخاب منه و عشق منه و چقد وجودش ارزشمنده و بهش افتخار میکنم.
دوستت دارم صمیم.
الان فقط دارم حسرت روزایی رو میخورم که میتونستن چقدر خوب تر و طلایی تر باشن که در "نا آگاهی" گذشتن.... حیف....
پاسخ:
الهییییییییی فدات بشم که اینقدر خوب با مسائل برخورد میکنی .افرین به این اراده قوی و تغییرات مثبت ..تحسینت میکنم واقعا ..
خادم الحسین ع
دوشنبه 4 دی 1391 ساعت 19:12
سلام
شما که متاهل هستید یه چند دقیقه بیاد وبمون باهاتون کار داریم.
پاسخ:
زهرا
چهارشنبه 1 آذر 1391 ساعت 23:56
خدا خیرتون بده اساسی داشتم پای نت تکلیجه می خوردم آخه سرما خوردم اساسی داغ هم بود خنده ام گرفت لیوان هم رو لبم بود همش داغ داغی رفت پایین اتیش گرفتم باز خندیدم همسری پاشده با دوتا چشاش هاج و واج که من چم شده نصف شبی خدا حفظتون کنه
شما طنز نویسید؟!
متین.ب
چهارشنبه 1 آذر 1391 ساعت 23:18
سلام صمیم جان این بار اول هستش که از وبلاگت دیدن میکنم خواستم در پاسخ به سوال دیسکریپشن بالای وبلاگت بگم که همه ما عاشقتر از هم هستیم اگه واقعا عشقمون رو دوست داشته باشیم. من و نامزدم هم عاشق هم هستیم واقعا میمیرم براش و لحظه به لحظه میپرستمش .. الان 3 ساله باهم در ارتباطیم و 1 ساله باهم نامزدیم. هر روز بیشتر عاشق هم میشیم و تو همه شرایط و موقعیت ها کنار هم و پشتیبان هم هستیم. خدا رو خیلی شکر میکنم بخاطر وجود چنینی زن نازنین و فرشته ای که کنارم هست
پاسخ:
الهی صد سال همین طوری گرم و مهربون و حامی هم باشید با همسرتون.
دیدن زوج ها ی خوشبخت شادی خاصی به همه میده .
زهرا
شنبه 29 مهر 1391 ساعت 20:14
ممنونم صمیم جان...برای اینکه ما رو در این انرژی زیبا سهیم کردی...برای اینکه وقت گذاشتی و این همه نوشتی...معلومه که تمام روحت لبریز شده از خوبی و نشاط چون خواستی این نشاط رو با همه شریک بشی...ممنونم عزیزم...این حرفا شاید خیلی تکراری باشه برای خیلی ها...اما واقعیت اینه که همه ما گاهی نیاز به یادآوری داریم...دلم میخواد ببوسمت...دوست خوب من
شاپرک دل
یکشنبه 23 مهر 1391 ساعت 19:25
خیلی خیلی خوشگل نوشتی...
مخصوصا قسمت مربی مهدکودک و
اینو یکی از دوستام بهم اس داده بود ولی حسی که اینجا بهم داد از اون اس قوی تر بود...
ممنون
چکاد
یکشنبه 23 مهر 1391 ساعت 14:44
صمیم جان چند سالی هست وبلاگت رو میخونم و خیلی چیزها ازت یاد گرفتم. سادگی و صداقتت خیلی دوست داشنتیه. من هم این تغییر رو در شما حس می کنم(با مقایسه چند سال پیش با الان)
انشاالله این حرکتت به سمت درک عمیقتر، ادامه داشته باشه و همیشه از این حس های قشنگت بنویسی تا ما هم یاد بگیریم
ممنون بابت همه انرژی های مثبتی که ازت گرفتم
هومن
یکشنبه 23 مهر 1391 ساعت 01:48
بعد از شاید دو سال دوباره وبلاگتون رو پیدا کردم ..
خیلی خوشحالم که هنوز کانون خونوادتون گرمه ..
واقعا خوشحال شدم براتون ..
اگه اشتباه نکنم یه پسر کوچولو داشتین ..
حالش چطوره ؟ بزرگ شده ؟!
پاسخ:
سلام بله
ممنونم
الان سه سال و نیمش هست حدودا
آیدا
شنبه 22 مهر 1391 ساعت 10:42
چقدر تو خوبیییی.. چقدر مهربونیی.. الان که این پستت رو خوندم دارم گریه میکنم .. اصولا با خوندن پست هات همیشه اشکم سرازیر میشه و این یعنی به قلبم نفوذ میکنی.. این حرفهایی که رو که میزنی نه اینکه خیلی ازم دور باشن.. اتفاقا بهم نزدیکن و خودم میبینم که خیلی وقتها خیلی از این کارهایی رو که میگی کردم.. اما تو وقتی اینجا میگی انگار حس قوی تری نسبت به حس های من داری ..
چند خط اول پست قبلیت رو خوندم و دقیقا تو وضعیت اون موقع تو هستم و الان به خودم اومدم و میبینم که 100 کیلو شدم و خیلی ناراحتم از این موضوع .. باید بقیه اش رو بخونم ..
خیلی برام جالبه هر دفعه که میلام اینجا کمترین اتفاق برام اینه که یکی از مشکلات کوچیک ذهنی ام حل بشه و این کمترینشه ..
انگار که تو جواب زندگیه من ! :)
واقعا از ته دل ندیده دوستت دارم .. :*
پاسخ:
مسی
جمعه 21 مهر 1391 ساعت 20:28
سلام واقعا گل گفتی
ولی سخته کاری که دوست نداری و انجام بدی
مامان نیکان
جمعه 21 مهر 1391 ساعت 14:56
صمیم جون من هر روز به وبلاگت سر میزنم هرچند کامنت نذارم.

اگه دوست داشتی مطالب زیر را بخون (به نظرم این مطالب به این پست بیشتر مرتبط بود واسه همین اینجا نوشتم):

http://lightworkers.org/channeling/1...ing-our-bodies
http://www.transferencehealing.com/c...-5th-dimension
http://www.lightascension.com/arts/isascensionhappening.htm
http://www.cosmicchannelings.com/blog/life-5th-dimension-ascension
شاد باشی همیشه فرشته ی خدا
پروانه سوخته
جمعه 21 مهر 1391 ساعت 14:54
خیلی ولاگت صمیمو گرمه
نازنین
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 ساعت 13:06
حرفات تکراری ولی تلنگر زننده بود مرسی از این پستت
یک مسافر
پنج‌شنبه 20 مهر 1391 ساعت 00:44
صمیم جان با خوندن نظرات دوستان تصمیم گرفتم حتما به یک مشاور مراجعه کنم
روشن
چهارشنبه 19 مهر 1391 ساعت 11:50
N تا لایک صمیم
یعنی با نوشته هات زندگی می کنما خیلی خوبی
همیشه می خونم وبلاگتور
اما تنبلی می کنم کم کامنت می زارم

خیلی رو زندگیمونتاثیر خوبی دارن
خدا خیرت بده
خدا یونا رو برات نگه داره و همینطور همه اونایی که دوستشون داری
آیسان*
سه‌شنبه 18 مهر 1391 ساعت 21:36
ممنون صمیم جان.ممنووووووون
فقط میتونم همین رو بگم.ممنوووووون
آیسان*
شادی
سه‌شنبه 18 مهر 1391 ساعت 21:00
صمیم جان تو خیلی نازی به خدا ...تکی
ریحانه
سه‌شنبه 18 مهر 1391 ساعت 18:18
سلام صمیم جون. میشه لطف کنی و اسم و ادرس باشگاهی که میری و بگی؟؟اکثرباشگاه هایی که من میشناسم یا فقط صبح ها برا خانم هاس یا هزینه اش خیلی بالاس. و جایی هم نشنیدم که تصمین برا تغییر سایز بده. با تعریف های شما خیلی مشتاقم بیام این باشگاه.
با تشکر
پاسخ:
عزیزم معذوریتم رو تا مدتی که خودم میرم اونجا امیدوارم درک کنی .
یسنا
سه‌شنبه 18 مهر 1391 ساعت 18:01
عالی بود.حظ کردم.خیلی خیلی حرفات به دلم نشست
ورونیکا
سه‌شنبه 18 مهر 1391 ساعت 03:02
چه لذتی بردم از این پستت صمیم.... مرسی...مرسی
شمسی خانوم
دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت 17:04
سلاااااام میخواستم بگم خیلی خوبی مرسی که اینقد انرژی مثبت میدی
رسپینا
دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت 17:02
عاشقتم صمیم مهربانم که درکارنامه ات بجز20نداری....لطافت لحظه هایت راشکر...ارامش درونت راشکر....شادیت مستدام ای خوبترین...
لیلا
دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت 10:53
سلام خانومی
امیدوارم هر روز بهتر از دیروز باشی .
از اینکه راه به این خوبی رو طی میکنی برات خوشحالم و از اینکه با بقیه تجربه و حست رو شیر میکنی خوشحال ترم . واقعا افرین
نگاه مبهم
دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت 09:34


فوق العاده. مرسی

با حرفات به زندگی خودم نگاه کردم. دیدم چقدر بعضی جاها مثل تو فکر میکنم.

علتش معلومه.

از ۸۶ تا حالا با تو هم فکر بودم و مث تو فکر میکنم.

در واقع اینا رو از تو یاد گرفتم.

استاد عشق دوستت دارم
حمیده
دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت 09:34
اییییییی جون من
به قول پسرم " دوست دارم هزار تومن"
قدر خودتو خیلی بدون عزیزم
حتما علی آقا خیلی آقاست که همچین گلی نصیبش شد اینو جدی گفتم.
سمانه مترجم تهرون
دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت 05:24
هم عنوان پستت عالی بود و هم متنش

فوق العاده عالی و زیبا بود عزیزم.200000000000000000000000000000000000000

20
کلی یادگرفتم و حالم بهترشد
girl on the other side
دوشنبه 17 مهر 1391 ساعت 00:51
Samim azizam this is the seccond time I'm leaving you a message. The first time was when my mom had been diagnosed with breast cancer. I participated in the group "khatme ghoraan". Unfortunately my beatuful mom passed away a few months ago.

I ljust wanted to tell you that love you. You write form your heart and are very authentic. I am learning a lot from you, please don't stop writing-ever!!

پاسخ:

خدا روح پاک و مادرانه عزیزترین آدم زندگی ت رو در اغوش خودش محکم و گرم نگه داره همیشه ...
چشمام لبریز شد از اشک .بس که تو بی ریا و خالصی ..من که کاری نمی کنم ..فقط این همه خوبی های شما و دعاهاتن رو منعکس می کنم ..

همیشه یادت باشه
دست مادرها شاید روزی از دنیا کوتاه بشه اما مهربان ترین دست در مواقعی هست که به کمک نیاز داریم ..چه باشند کنارمون چه نباشند .
لیلی
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 21:51
اینها همیشه حرف های درون من هست ولی قدرت قلم به خوبی تو ندارم تا بتونم بازگو کنم. ممنون که احساسات زیبا رو با بیان قلم نشون میدی
شادی
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 20:45
من همیشه فقط میخونم و تحسینت میکنم اما اینبار اینقدر از نوشته هات انرژی گرفتم که حیفم اومد بهت تبریک نگم،مرسی که هستی و اینهمه زیبا و پر انرژی مینویسی
نازنینn
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 20:30
ینی میدونی از پشت همین مانیتور حتی ! چقد من دوستت دارم صمیم؟!!!!!!!!!!

ممنون واسه بودنت , نوشتنت و تمام احساس خوبی که بهمون منتقل کردی ...

پاسخ:
بهار
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 19:16
خیلی متشکریم که اینا رو نوشتی
اصلا هم تکراری نبون.
همیشه بهترین ها لایقت باشه صمیم عزیز:)
زهرا
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 18:11
دلم خیلی گرفته بودم حتی نمیدونستم چرا...بعد اومدم پستت رو خوندم و حالم دگرگون شد...شاد باشی همیشه...آددم خیلی وقتها این چیزها رو میدونه اما گاهی نیاز به یادآوری داره...
خانمی
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 14:08
صمیم میدونی نوشته هات چی میگه ؟؟ میگه صمیم خیلی دوست داشتنیه برای همین نوشته هات دوست داشتنی اند .

من از خوندنشون لذت میبرم و انرژی های خوب خوب میگیرم :)
مامان رویین
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 14:04
ممنون خانم صمیم حرفاتون باعث شد چیزایی رو که میدونستم اما فراموشم شده بود یادم بیاد ازتون سپاسگذارم آرزو می کنم همیشه شاد وسلامت باشید
آرزو
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 13:54
صمیمم
عزیزم
خیلیییییییییییییییییییییی خووووووووووووووووووووووووووووبی
خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ممنون به خاطر همه ی حرفات
نیایش
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 13:44
چه خوبه با ادمی مثل تو ارتباط داشتن....وب جادوگر هم رفتم...عالییی بود...مرسی
مرجان
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 12:11
سلام به روزهای قشنگ

با اینکه به ندرت جای نظر میدم
نتونستم نگم خیلی به حرفات احتیاج داشتم

مررررررررررررررسی
تمام حس قشنگ و لذت زندگی تقدیم تو باد
بهار
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 11:14
مثل همیشه زیبا پرمحتوا و تاثیر گذار. حرفات خیلی روی من اثر میذاره صمیم جان. عاقبت بخیر باشی و زندگیت پر از آرامش و عشق
طلا
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 10:19
صمیم تو فوق‌العاده ای!!!‌ واقعن عاشق شخصیت و روحیه ات هستم! خوشحالم که مشتری ثابت وبلاگت هستم و هر وقت مطالبتو میخونم تا چند روز اثر انرژی مثبتت رو تو خودم حس میکنم!‌ممنون که اینقدر حسای خوب بهم میدی! ایشالا همیشه خوش و سلامت باشی.
دلی
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 10:17
صمیم جون مرسی به خاطر پست زیبایی که گذاشتی
وظیفه ی خودم دونستم ازت تشکر کنم عزیزم،خیلی کمکم کرد
بیتا
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 09:56
صمیم جان
من تا الان خاموش بودم ولی با این پست دیگه نتونستم ننویسم واست که خوشحالم که نعمت راضی بودن از زندگیت رو حالا چه زیاد و چه کم داری.
همین که می آی اینجا و برای بقیه هم این حس های مثبت و پر انرژی رو توصیف می کنی همین باعث بیشتر و بیشتر شدن اتفاق های خوب واست می شه.
من هم دارم تمام سعیمو می کنم ولی هنوز به حد تو نرسیدم که امیدوارم برسم.
بابت این همه حرف های قشنگ و انرژی دهنده ات ممنون.
پوران
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 09:30
عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم صمیم
صوری
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 09:08
http://www.zibatar.com/

این لینکه سایته دکتر خردمند عزیزم
اگه دیدیو نتیجه ای گرفتی خوشحال میشم نظرتو برام بگی
موطلایی
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 05:39
سلام...عزیزم ایمیلی با عنوان «راهنمایی صمیم عزیزم»واست دادم خواش میکنم بخون و راهنماییم کن...به شدت به راهنمایی و حرفای کسی که عادلانه بدون پیش قضاوت باهام صحبت کنه نیاز دارم ..........عزیزم منتظرت هستم...
دوستدار همیشگی تو فاطیما
به خداوندی مهربان میسپارمت
لاله
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 03:41
میدونی؟ به آدمایی که هر روز با تو در ارتباط هستن حسودیم میشه. من یکی رو لازم دارم که اینها رو دائما بهم یادآوری کنه. آخه آدم یادش میره گاهی. ولی حق با توه. کاملا!
Elife
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 01:26
سلام صمیم.متن این پست و پست های قبل رو کامل خوندم.
فقط این رو میتونم بگم اگر در دنیای واقعی کاملا چنین شخصیتی داری کاملا ستودنیه. و خیلی ها از جمله خودم راهی در پیش دارند تا به این نگرش برسند.
چون در کامنت قبلیم به شکل عمومی با قلمی نسبتا تند از نوشته هایت انتقاد کرده بودم همینجا باز هم به شکل عمومی کامنتی میذارم اما اینبار نه برای انتقاد .بلکه برای اون حس منفی ای که با خوندن کامنت قبل بهت منتقل شد هرچند تنها چند ثانیه! ازت عذرخواهی میکنم و ممنونم به خاطر پست کائنات و دیگر پست ها
متشکرم
الهام
یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 01:09
فوق العاده ترین پستی که تو این مدت که گاه گاه به وبتون سر میزنم و خوندم ...میبوسمت صمیم جونم
ساره
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 23:49
ممنون صمیم عزیز
ممنون
مینا
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 21:50
به این حرفا احتیاج داشتم
آروم شدم صمیم عزیز
امیدوارم هر چی از خدا میخوای در ضورتی که به صلاحته بهت بده
بازم ممنون
آفرین
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 21:42
چرا این بلاگ اسکای اسمایلی بوسه نداره؟
می دونی صمیم تو برای من در زمره آدم هایی هستی که باید در آغوششان کشید و مهربانانه عزیزشان کرد. دوستت دارم و ممنونم بابت تمام این حس های خوبی که به ما منتقل می کنی.
دعا می کنم بهترین هایی را که آرزویشان را داری و به صلاحت هست از خدای مهربانمان هدیه بگیری.آمین.
شادی فرداها
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 21:21
بی نظیر بود عزیزم
منو تکون داد
خوشبخت باشی
ترنج
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 21:12
صمیم تک تک جمله هات زندگی تزریق میکنه تو رگهای آدم، عشق میریزه تو تموم وجود آدم، عاشششقتممم
پریسا مامان امیرارسلان
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 19:40
از سال 85 میخونمت صمیم جان.ولی غالبا خاموش میام ومیرم.این مطلبت اونقدر تکونم داد و شارژم کرد که حیفم اومد بهت نگم :ممنون عزیزم.بخاطر این یادآوریت.بخاطر اینکه اینقدر خوبی...
قرررررررربونت
آهو
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 19:03
ممنون صمیم بابت این پست شاهکارت
~مریم~
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 18:24
پر از حس خوش بینی و امیدواری بود صمیم جان. ممنون که اینقدر زیبا می نویسی. فقط یه سوال: به نظرت اگه همیشه مشکلی یا دعوایی پیش بیاد، ما پیش قدم شیم، امکان نداره طرف مقابل فکر کنه پس مقصر نبوده، یا اینکه همیشه منتظر بمونه که ما پیش قدم شیم؟ در صورتی که شاید اصلا" تقصیر ما نبوده.ممنون می شم اگه نظرت رو بگی.
لیلی
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 18:17
درست امروز با این حال خرابم باید این نوشته شما روزیم بشه و آرومم کنه.چقدر شبیه هم هستیم.چقدر لازم داشتم یکی همین حرفایی که نظر خودمم هست به خودم بزنه...
خداحفظت کنه
فرزانه
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 18:03

جالب و پر معنی ...
راست میگی بعضی کارها به ظاهر کوچیک هستند اما تاثیر هایی که میزارند خیلی بزرگه...
لقمه های کوچکی که به انسان سیری لذت بخش میده
شوهر من امروز بعد از غذا یهو لپم را کشید و گفت مرغ را خیلی خوشمزه درست میکنی حتی من استخونش را گاز میزنم و لذت میبرم و پاشد و رفت...
صمیم انگار بمب انرژی درونم منفجر شد باورت نمیشه انگار قند تو دلم آب شد ...
مهرسا مستقل
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 17:28
وااااای که دهنتو باید گل گرفت صمیم!
میدونی که!
مهدیه از کرمان
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 17:07
سلام صمیم جان
من همیشه نوشته های قشنگت رو می خونم . برام خیلی جالبه که تا حالا دو سه بار پیش اومده که انگار از دل من می نویسی . دقیقا؛ همون موضوعی که ذهن من باهاش درگیر بود و من این رو به فال نیک می گیرم . یک نشونه که خدا می خواد بهم نشون بده . نوشته هات جنبه معنوی زیبایی داره که بهم آرامش می ده . من مدتیه از خدا می خوام که کمکم کنه عیبهام رو بشناسم و برطرف کنم . فکرمی کنم خیلی سخته و گاهی ناامید می شم اما نوشته های تو بهم انرژی می ده . شاد باشی و روزگار بر وفق مراد
باران
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 16:58
صمیم عزیز این پستای اخیرت بد جور منو درگیر کرده و این پست امروز هم که دیگه انگاری تیر خلاص بود. به این مطالب فکر میکنم خیلی زیاد خیلیییییییییییییییییی.
نتیجه فکرم را بهت میگم
naji
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 16:57
مرسی از این همه انرژی مثبت که پاشیدی تو وجودم
یک مسافر
شنبه 15 مهر 1391 ساعت 16:47
خیلی خوبه دیگران رو به شادی دعوت کردن
ولی ببینین حرفات یه جوری بودن
چرا دروغ! به دل نمی شینن
خوبه آدم همیشه اعتدال رو رعایت کنه. نگاه نکردن تلویزیون و ماهواره و .... آدم رو افسرده نمی کنه. نگاه باید عاقلانه باشه.

خوب این نظر من بود و باید بگم نوشته هاتو دوست دارم. زندگی هم بنظرم خیلی قشنگه.
اما حرفت از طرز تفکری برمی گرده که منجر به استثمار می شه.
(معمولا نظر نمی دم ولی نظرم رو گفتم چون وبلاگتو دوست دارم و سر ختم قرآن یه اتفاقاتی خاصی افتاد که یه جورایی مدیونتم)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
[حذف مشخصات]
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد